English (United States) Persian (Iran)
امروز: جمعه، 04 اسفند 1396 
English (United States) Persian (Iran)
آرشيو اخبار

چاپ

«نسيم حق» قزوين- ميترا بهرامي؛

پايان رايان در دهکده

شير در دهکده زندگي مي‌کرد. 11 سال داشت. از حدود سه سال پيش به دهکده آمده بود؛ يعني آورده بودندنش.

سال 92 بود که اين شير نر به مرکز بازپروري تهران ارجاع داده شد. «رايان» که در يک منزل مسکوني نگهداري مي‌شد، شرايط تغذيه مناسبي نداشت و همين موضوع هم موجب ابتلاي او به بيماري نرمي استخوان شديد شد.

به دنبال اين اتفاقات، دامپزشکان سازمان حفاظت محيط زيست در پارک پرديسبان از درمان رايان قطع اميد کردند. پيشنهاد آنان اين بود که عمر اين شير نر با يوتانايز(مرگ با تزريق داروي بيهوشي) پايان يابد.

با اين حال، نادررضا نوري، مؤسس دهکده طبيعت خواست که رايان به دهکده انتقال پيدا کند تا بتوانند از او بيشتر مراقبت کنند.

در اين مدت بسيار رايان را که به گفته پزشکانش، معلول هم بود، تيمار کردند. يک نفر از کارکنان بخش گوشتخواران در دهکده که ارتباط خوبي با حيوانات بخش کاري خود داشت، روزانه کار رسيدگي و مراقبت ويژه او را بر عهده داشت. رايان را با شلنگ آب مي‌شستند و نوازش مي‌کردند و او آرام بر زمين دراز مي‌کشيد. در اين حين هر از گاهي هم غرش مستانه نه چندان بلندي از روي خوشي سر مي‌داد. او حتي فقط روي زمين موکت شده مي‌خوابيد و کارکنان دهکده خواسته‌هايش را فراهم مي‌کردند.

رايان معروف بود به شير نر باشخصيت دهکده. بازديدکنندگان دهکده طبيعت قزوين هم بسيار از ديدن او لذت مي‌بردند. حتي يک بار که تعدادي از کودکان براي بازديد به دهکده رفته بودند، نقاشي‌هاي برجسته‌اي از عروسک پارچه اي نوري ساخته و با خود به آنجا برده بودند که در آن، رايان در سمت راست و طلا خانم، مار زيباي دهکده هم در سمت چپ وي قرار گرفته بود.

روزها مي‌گذشت تا اين که عصر يک روز پنجشنبه دکتر اسدي، مالک اوليه رايان به همراه خانوده و دوستان خود پس از يک سال دوري براي ديدن اين شير نر به دهکده طبيعت رفتند. هرچند در ابتدا اشتياق دکتر اسدي براي ورود به قفس رايان و ديدار شير از نزديک با ترديد و ترس کارکنان بخش گوشتخواران همراه بود؛ اما در نهايت واکنش و اشتياق متقابل رايان از پشت شيشه براي تماس با مالک اوليه‌اش و اطمينان خاطر مالک از رابطه خود با رايان موجب شد تا کارکنان دهکده، متقاعد شوند و براي تماشاي اين ملاقات از پشت شيشه منتظر بمانند.

رايان پس از ورود دکتر اسدي به قفس به استقبال وي رفت و با زبان و دستان خود به ابراز علاقه نسبت به مالک اوليه خود پرداخت؛ ابراز علاقه دوطرفه‌اي که تمام بازديد‌کنندگان را تحت تأثير قرار داد.

مالک اوليه رايان درباره نگهداري اين شير چنين روايت مي‌کند که رايان يکي از دو قلاده شيري بود که براي وارد کردن آن‌ها از کنيا و نگهداري‌شان موفق به اخذ مجوز از سازمان محيط زيست شده بودم.

او سه روزه بود که تحويلش گرفتم و پس از آن، زير نظر دامپزشک و در شرايط تأييد شده از سوي سازمان حفاظت محيط زيست نگهداري‌اش کرديم؛ اما هشت سال که گذشت، به دليل تنها بودن رايان، نگهداري از او را به پارک پرديسان سپردم.

مدتي که گذشت و دوباره به ديدار شير نر در پرديسبان رفتم، شرايط آن را مناسب نديدم؛ اما محيط زيست، بازگرداندن مجدد آن را منوط به اخذ دوباره مجوز مي‌دانست تا اين که دهکده طبيعت براي نگهداري از شير نر درخواست مجوز داد و رايان به قرنطينه دهکده طبيعت بوستان ملي باراجين منتقل شد.

مالک اوليه رايان، اين شير را بسيار خونگرم و مهربان توصيف مي‌کند و مانند اعضاي خانواده، عزيزش مي‌دانست؛ به طوري که اجازه رفت و آمد به همه قسمت‌هاي خانه را داشته و از جمله عادت‌هايش غرش روزانه به مدت دو ساعت بوده که گاهي صداي همسايه هاي دور را هم در مي‌آورده است.

به هر روي، رايان حدود سه سال در دهکده زيست و بهبود يافت؛ اما زمان که جلوتر رفت، بيماري پيشين دوباره به سراغ رايان بازگشت.

بيماري لحظه به لحظه پيش‌تر مي‌رفت و در نهايت، رايان پس از وداع با کارکنان و مؤسس دهکده طبيعت، جان خود را از دست داد. مسئولان دهکده طبيعت گفتند که بيماري و کهولت سن، علت مرگ شير دهکده بوده است.

پايان پيام

 

  •  
     
صفحه اصلي  |